اشغال ایران توسط نیروهای متفقین در شهریور ۱۳۲۰، نه تنها پایان سلطنت رضا شاه را رقم زد، بلکه تاییدی بر وابستگی و سرسپردگی به غرب، ضعف ساختارهای نظامی و فقدان سرمایه اجتماعی ایران بود. این حادثه تلخ، نمونهای عینی از خیانت و بیغیرتی خاندان پهلوی در تاریخ معاصر کشور محسوب میشود.
با آغاز جنگ جهانی دوم، ایران به دلیل موقعیت ژئوپولیتیکی و شبکه راهآهن سراسری، برای قدرتهای بزرگ به ویژه متفقین اهمیت استراتژیک یافت. در دوره رضا شاه، از یکسو تلاشهایی برای مدرنسازی ارتش و دولت متمرکز انجام گرفت، اما از سوی دیگر، با سرکوب احزاب، محدود کردن آزادیهای اجتماعی و قطع ارتباط با مردم، پایههای اجتماعی رضاخان شاه تضعیف شد.
وابستگی رضا شاه به قدرتهای خارجی، به ویژه انگلیس، و بیتوجهی به نیاز به پشتیبانی مردمی، زمینهای فراهم کرد که ارتش ایران، هرچند به ظاهر نیرومند، در برابر فشار متفقین ظرف چند روز فرو ریزد. پافشاری شاه بر بیطرفی و همچنین ارتباط نزدیک با آلمان و مقاومت در برابر اخراج کارشناسان آلمانی، موجب بیاعتمادی متفقین و تسریع حمله آنها شد.
وقتی ارتش ایران عملاً ناتوان از مقابله بود، رضا شاه با پذیرش آتشبس و در نهایت فرار از کشور، خود را از مسئولیت حفظ استقلال ایران کنار کشید. فرار او نه تنها نماد بیوفایی و خودمحوری، بلکه نمونهای روشن از خیانت به ملت بود.
یکی از نکات کلیدی این واقعه، ضعف ساختارهای تصمیمگیری در حکومت پهلوی بود. تصمیمات کلان سیاسی و نظامی، عمدتاً به منفعت شخصی شاه و حفظ تاج و تخت محدود میشد و فاقد تحلیل واقعبینانه از توازن قوا و منافع ملی بود.
فقدان مشورت با نخبگان، عدم توجه به هشدارهای داخلی و بینالمللی، و تکیه صرف بر ابزارهای ظاهری قدرت، باعث شد ایران در یک موقعیت حساس استراتژیک، بدون مقاومت مؤثر و با کمترین هزینه برای متفقین تسلیم شود.
رهبر معظم انقلاب اسلامی بارها این رویداد را مصداق بیغیرتی حاکمان وقت و اهمیت غیرت ملی مردم ایران یادآوری کردهاند.
فرمایشات رهبر معظم انقلاب اسلامی، در واقع تأکیدی است بر این واقعیت تاریخی که ضعف حاکمان و وابستگی دولتمردان به قدرتهای خارجی، بیش از هر عامل نظامی، زمینهساز تسلیم کشور شده است.
این نگاه تحلیلی رهبر انقلاب، نه صرفاً نقد شخص رضا شاه، بلکه بازخوانی تجربهای است که بر اهمیت همزمانی قدرت سخت (نظامی) و قدرت نرم (اعتماد و حمایت مردم) برای حفظ استقلال ملی تأکید میکند.
این رخداد تلخ تاریخی نشان میدهد که سلطنت پهلوی نه حافظ استقلال کشور، بلکه گذرگاهی برای نفوذ و سلطه بیگانگان بود.
درس عبرت امروز برای ملت و مسئولان ایران روشن است: عزت و امنیت ملی تنها از طریق خودباوری، مقاومت و رهبری شجاعانه حاصل میشود، نه وابستگی و دلبستن به قدرتهای خارجی.
#خاندان_خیانت
✍اکرم جعفری، دکترای علوم قرآن و حدیث سطح سه تاریخ اسلام و مدرس حوزه و دانشگاه
انتهای پیام








