میلاد پیامبر اعظم(ص) و مؤسس مذهب تشیع حضرت امام جعفر صادق(ع) همواره فرصتی برای شور، نشاط و نمایش همبستگی امت اسلامی بوده است؛ مناسبتهایی که در جای جای ایران با برگزاری جشنها و محافل بزرگ و حضور پررنگ مردم، فضای شهرها را رنگین و معنوی میسازد. با این حال، ازنا در این ایام مبارک شاهد سکوتی دردآور و تلخ بود. سکوتی که نه در شأن این ایام بود و نه در شأن مردم مؤمن و عاشق اهلبیت(ع) این دیار.
در هفتهای که به نام وحدت نامگذاری شده و رسانهها پر شد از تصاویر حضور یکپارچه مردم شهرهای مختلف در جشنهای باشکوه میلاد، در ازنا اما شهروندان در جستجوی اطلاعیهای رسمی از برنامهای فراگیر برای حضور در یک جشن بزرگ بودند؛ در حالی که جز چند محفل خانگی و مراسم محدود در مساجد و هیئات محلی خودجوش که انصافا جای قدردانی دارد، هیچ تدارک قابل ذکر دیگری از سوی مسئولین دیده نشد. وضعیت اسفباری که هم مایه حسرت است هم دلیلی روشن بر بیبرنامگی و بیتوجهی متولیان فرهنگی.
پیشتر در شب اربعین حسینی نیز ازنا در حالی خاموش ماند که سراسر ایران غرق در شور و ماتم بود. این تکرارِ تلخ پرسشی جدی را به ذهن متبادر میکند که متولیان فرهنگی شهرستان و اداره تبلیغات اسلامی، دقیقاً چه زمانی احساس مسئولیت خواهند کرد؟ اگر هفته وحدت و میلاد پیامبر، که بهانهای برای گردهمآیی و انسجام است، انگیزه کافی برای حرکت و برنامهریزی ایجاد نمیکند، پس کدام مناسبت میتواند مسئولان را به میدان بیاورد؟
کملطفی به مناسبتهای بزرگ دینی و واگذاری تمام بار برگزاری به هیئات مردمی و محافل خودجوش، مسئلهای نیست که بتوان به سادگی از کنار آن گذشت. ضعفی است که خواسته یا ناخواسته، لطمهای جدی به باورها و هویت دینی نسل جدید وارد میآورد؛ نسلی که بیش از هر زمان دیگری به الگو، نشاط معنوی و سرمایه فرهنگی نیاز دارد. مسئولین خود بهتر میدانند تداوم این روند موجب گسست تدریجی نسل نو از فرهنگ دینی میشود و بی تردید مسئولیت آن مستقیماً بر دوش نهادهای فرهنگی و متولیان امر است.
ازنا سزاوار آن است که در مناسبتهای ملی و مذهبی بدرخشد و الگویی از شور و وحدت را به نمایش بگذارد، نه اینکه در خاموشی و بیبرنامگی سپری شود. امیدواریم مسئولین امر پاسخی برای افکار عمومی داشته باشند که چرا در روزهایی که باید شهر به صحنه وحدت و شادمانی دینی تبدیل شود، ازنا در سکوت فرو میرود؟ و چه زمانی قرار است این رویه اصلاح شود.







