به گزارش پایگاه خبری تحلیلی ازناخبر محمودرضا عبدی در گفتوگو با خبرنگار ازناخبر با اشاره به ادبیات سیاسی قدرتهای غربی اظهار داشت: در جهان سیاست، ترس را هیچگاه علنی اعلام نمیکنند؛ آن را پشت واژههایی چون «نگرانی»، «ضرورت مهار»، «تغییر رفتار» و یا «بازنگری در رویکردها» پنهان میکنند. اما اهل تحلیل میدانند هر جا فشار افزایش مییابد، نشانهای از یک نگرانی عمیق نهفته است.
وی افزود: امروز اگر به ادبیات قدرتهای غربی درباره ایران بنگریم، بیش از آنکه نشانی از اعتماد به نفس ببینیم، ردپای یک اضطراب مزمن دیده میشود.
عبدی با اشاره به حدود ۵ دهه فشار و تحریم علیه جمهوری اسلامی ایران افزود: تحریمهای فزاینده، تهدیدهای نظامی، جنگ رسانهای و عملیات روانی، هرکدام برای از پا انداختن یک کشور کافی بود؛ اما نتیجه، برخلاف محاسبات اولیه و سناریوی طراحان رقم خورد.
عبدی عنوان کرد: تحریم قرار بود موتور پیشرفت را خاموش کند، اما در بسیاری از حوزهها به محرک خوداتکایی تبدیل شد. تهدید قرار بود اراده ملی را تضعیف کند، اما انسجام آفرید. قرار بود امید را خاموش کند، اما نسلی تربیت کرد که آموخت در اوج تحریم روی پای خود بایستد.
این کارشناس سیاسی اقتصادی در ادامه با تشریح مفهوم بازدارندگی تصریح کرد: بازدارندگی را نباید تنها نمایش تجهیزات نظامی تعریف کرد؛ بلکه معنای عمیق این واژه، ایجاد وضعیتی است که طرف مقابل پیش از هر اقدام، هزینهها را چندینبار محاسبه کند.
وی تصریح کرد: توسعه توان موشکی نقطهزن، پیشرفت در سامانههای پدافندی و تثبیت قدرت پهپادی، بیش از آنکه نمایش قدرت باشد، یک معادله راهبردی ساخته که میگوید آغاز هر درگیری آسان، اما پایان آن در اختیار آغازگر نخواهد بود.
عبدی با بیان اینکه اگر موضوع صرفاً نظامی بود، شاید نگرانیهای غرب تا این اندازه عمیق نمیشد، گفت: آنچه تصویر بازدارندگی را کامل کرده، پیوند قدرت سخت با قدرت علمی است. کشوری که در اوج فشار توانسته در فناوریهای پیشرفته از جمله نانو، زیستفناوری، صنایع دفاعی و فضایی زیرساخت بومی ایجاد کند، از سطح یک بازیگر صرفاً منطقهای فراتر رفته است.
وی همچنین قرار گرفتن ماهوارههای ایرانی در مدار را، نشانه دستیابی به زنجیرهای از دانشهای پیچیده دانست و افزود: ورپد به فناوریها بدون پشتوانه علمی گسترده ممکن نیست و این یعنی زیرساخت قدرت در ایران ریشهدار شده است.
این تحلیلگر سیاسی مسئله اصلی قدرتهای جهانی با ایران را استقلال در تصمیمگیری برشمرد و گفت: ابرقدرتها معمولا با کشورهایی راحتتر کنار میآیند که یا وابستهاند یا قابل پیشبینی در چارچوب خواستههای آنان. اما ایران نه وابسته است و نه خطوط قرمز خود را بر اساس فسار و اراده بیرونی تنظیم میکند.
عبدی در ادامه خاطرنشان کرد: همین استقلال، برای نظام استکباری خو گرفته با نظم یکسویه قابل هضم نیست. برای همین مدام از تغییر پارادایم یا ضرورت بازتعریف سیاست منطقهای ایران دم میزند. اینجاست که باید پرسید: مقصود تغییر کدام اصل است؟ استقلال؟ بازدارندگی؟ یا حق تصمیمگیری ملی؟
این استاد دانشگاه با اشاره به شرایط ژئوپلیتیکی غرب آسیا گفت: امنیت انرژی، توازن قوا و گره خوردن منافع قدرتهای بزرگ با این منطقه، هر اقدام نسنجیدهای را پرهزینه میکند. در چنین شرایطی ابزارهای فشار، باقی مانده، اما کارایی پیشین را ندارند. این همان بنبست تاریخی است که سبب میشود ادبیات تندتر شود، اما گزینههای عملی محدود بماند.
عبدی در پایان یادآور شد: آنچه امروز معادلات جهانی را تغییر داده، افزون بر توان سخت، تجربه ایستادگی یک ملت است. ملتی که آموخته در شرایط سخت، مسیرهای جایگزین بسازد و از فشار، ظرفیت خلق کند. آینده متعلق به ملتهایی است که در دشواریها ساخته میشوند، نه آنهایی که در رفاه وابسته میمانند.
انتهای خبر/.









