به نام خداوند جان و خرد. امروز در حالی بیست و هشتمین روز از نبرد سرنوشتساز و ایستادگی در برابر تجاوزگری بیمحابای دشمن را پشت سر میگذاریم که غبار فریب از چهره نهادهای بینالمللی کاملا فرو نشسته و حقیقت عریان در برابر دیدگان ما قرار گرفته است. تاریخ ملتهای بزرگ، همواره با لحظاتی از «تصمیمهای سخت اما حیاتی» پیوند خورده است؛ لحظاتی که در آن، صیانت از عزت ملی و استقلال استراتژیک بر رعایت تشریفات تحمیلی بینالمللی ارجحیت مییابد. معاهده عدم تکثیر سلاحهای هستهای (NPT) که روزگاری با شعار فریبنده «غنیسازی برای صلح» متولد شد، امروزه به ابزاری صلب برای تحمیل خواستههای قدرتهای سلطهگر و مهار پیشرفت ملتهای مستقل بدل گشته است. تداوم حضور در این پیمان، در حالی که زیرساختهای ما مورد هجوم قرار گرفته، نه یک انتخاب دیپلماتیک، بلکه پذیرش داوطلبانهی زنجیری است که تنها هدفش مهار نبوغ ایرانی و تثبیت هژمونی علمی غرب است. این معاهده از همان بدو تولد، بر پایهی یک بیعدالتی ساختاری بنا شد و جهان را به دو طبقهی ناعادلانهی «اربابان اتمی» و «کشور های خلعسلاحشده» تقسیم کرد. در حالی که پنج قدرت هستهای زرادخانههای خود را نوسازی کردهاند، ایران به عنوان کشوری که چهل و اندی سال به این میثاق وفادار ماند، امروزه با همان معاهدهای مجازات میشود که به نابرابری قانونی مشروعیت بخشید. این سقوط اخلاقی زمانی آشکارتر میشود که شاهد استانداردهای دوگانهی شرمآوری هستیم؛ جایی که رژیمهای متجاوز زیر چتر حمایت غرب به سلاح هستهای مجهز میشوند، اما ایران که بالاترین سطح بازرسیها را پذیرفته، هدف سنگینترین تروریسم علمی قرار میگیرد.
در این میان، رفتار و گفتار «رافائل گروسی»، مدیرکل آژانس، بیش از آنکه نشاندهندهی یک مدیریت فنی باشد، آیینهی تمامنمای کینه و لجاجت با ملت ایران است. حالات چهره و کلام او، تصویری از یک «مدعیالعموم سیاسی» به دست میدهد که ماموریتی جز مهار ایران ندارد. حقیقت تلخ این است که بزرگترین خیانت آژانس، سوءاستفاده از حسن نیت ما بوده است؛ بازرسانی که تحت نام راستیآزمایی، نقشههای دقیق سالنهای تولید را استخراج کرده و اسامی و جزئیات زندگی دانشمندان ما را در اختیار سرویسهای جاسوسی قرار دادهاند تا راه را برای ترور هموار کنند. دست آژانس به خون نخبگان ما آغشته است؛ چرا که آنها اطلاعات علمی را به کدهای عملیاتی برای دشمن تبدیل کردند. امروز علیرغم آنکه مورد هجوم وحشیانهی دشمن هستیم، هزینه میدهیم و زیرساختهایمان آسیب میبیند، اما جهان باید بداند که ایران مقتدر حتی یک گام از حقوق حقه خود عقب نخواهد نشست. ما با صلابت اعلام میکنیم که نه تنها تسلیم نخواهیم شد، بلکه قطعا هزینهای چندبرابری و پشیمانکننده را به دشمن تحمیل خواهیم کرد تا درس ادبی ماندگار برای متجاوزینی باشد که تصور کردهاند با آسیب زدن به زیربناها میتوانند ارادهی این ملت را سست کنند. دشمنان ما باید بدانند که کشوری با پیشینهی تاریخی و قدمت تمدنی هفتهزارساله، هیچگاه در برابر قدرتهای پوشالی و کشورهایی که کل عمر سیاسیشان به سیصد سال هم نمیرسد، زانو نخواهد زد. این تقابل، تقابل اصالت کهن با خامی استکباری است و ما با تکیه بر همین ریشههای عمیق، متجاوز را تنبیه خواهیم کرد.
تحریم ،تهدید و اقدام نظامی ثابت کرد که هدف غرب، تسلیم مطلق ایران است. وقت آن است که استراتژی خود را از دیپلماسی حیا و مماشات به دیپلماسی قدرت تغییر دهیم؛ چرا که در جنگل سیاست بینالملل، گفتگو بدون قدرت چیزی جز ضعف تعبیر نمیشود. خروج سریع و قاطعانه از NPT، اعلامیهی استقلال و بلوغ ملی ماست. این اقدام پیامی صریح است که ما برای پیشرفت علمی خود که پیشران صنعت و پزشکی قرن آینده است، نیازی به اجازه از کسانی نداریم که نگاهشان به ما از پشت عینک کینه است. خروج از این معاهده خسارتبار، طلوع عصر جدیدی از خودباوری برای ققنوسی است که بارها از خاکستر تهدیدها باشکوهتر پر کشیده است. ایران عزیز ما فراتر از هر کاغذپارهی بینالمللی، تکیه بر ارادهی پولادین مردمی دارد که آموختهاند قدرت، تنها زبان معتبر دنیای امروز است.
ما از طوفانها و چهرههای عبوس کارگزاران وین نمیهراسیم، چرا که ریشه در تمدنی داریم که قرنها پیش از ولادت مدعیان امروز، راهنمای دانش و اخلاق جهان بوده است. فردای روشن متعلق به ملتی است که شجاعت نه گفتن به ظلم را دارد؛ چرا که آزادی، تنها با قدرت به دست میآید، نه با حیا و مماشات.
✍محمودرضا عبدی ، استاد دانشگاه، کارشناس مسائل سیاسی و اقتصادی
.







