اقتصاد ایران سالهاست فقط با شاخصهای اقتصادی اداره نمیشود؛ اینجا گاهی یک خبر سیاسی میتواند بیشتر از دهها گزارش اقتصادی بازار را تکان دهد. در چنین اقتصادی، مردم قبل از آنکه به نمودارهای بانک مرکزی نگاه کنند، به خبرهای سیاسی، بودجه، تحریم، مذاکره، جنگ، نفت و تصمیمات دولت نگاه میکنند.
امروز، در شرایطی که دلار بازار آزاد از مرز تاریخی ۲۰۰ هزار تومان عبور کرده، رئیسجمهور از تیم اقتصادی و عبدالناصر همتی تقدیر کرده است.
این اتفاق یک سؤال جدی را مقابل افکار عمومی قرار میدهد:
اگر عبور دلار از ۲۰۰ هزار تومان نشانه شکست سیاست ارزی است، چرا باید در همین نقطه از مسئول سیاست پولی و ارزی کشور تقدیر شود؟ و اگر این افزایش بخشی از یک برنامه اقتصادی است، چرا شفاف و صریح برای مردم توضیح داده نمیشود؟
مسئله فقط قیمت دلار نیست.
افزایش نرخ ارز در اقتصاد ایران میتواند همزمان چند اثر داشته باشد؛ از افزایش ارزش ریالی درآمدهای ارزی دولت گرفته تا تغییر ارزش داراییهای ارزی و طلا، افزایش قیمت کالاهای وارداتی، تغییر محاسبات بودجهای و در نهایت انتقال تورم به سفره مردم.
اینجاست که یک نگرانی قدیمی دوباره مطرح میشود:
آیا افزایش نرخ ارز، در شرایط کسری بودجه و فشار مالی دولت، میتواند بهطور غیرمستقیم به یکی از ابزارهای تامین مالی تبدیل شود؟
این پرسش را نمیتوان با یک جمله رد کرد. اتفاقا باید شفاف پاسخ داده شود.
سالهاست در اقتصاد ایران، هرگاه درآمدهای دولت کاهش یافته، کسری بودجه افزایش پیدا کرده و دسترسی به منابع ارزی دشوار شده، بازار ارز نیز تحت فشار قرار گرفته است. حتی خود مسئولان اقتصادی کشور، از جمله همتی، از فشار کسری بودجه، کاهش مبادلات خارجی و مشکلات ساختاری اقتصاد سخن گفتهاند.
از سوی دیگر، بازار طلا و ارز نیز به یکی از مهمترین مخازن نقدینگی جامعه تبدیل شده است. حراجهای شمش طلا و سیاستهای بانک مرکزی در بازار ارز، نشان میدهد که سیاستگذار تلاش دارد هم بازار را مدیریت کند و هم منابع و ذخایر ارزی خود را سامان دهد.
اما اینجا یک مرز بسیار مهم وجود دارد:
نوسانگیری سیاستگذار با نوسانگیری مردم فرق دارد.
اگر سیاستگذار اجازه دهد نرخ ارز بالا برود، سپس با عرضه ارز یا طلا بازار را کنترل کند و از این طریق بخشی از نقدینگی را جمعآوری کند، این سیاست فقط زمانی قابل دفاع است که مردم بدانند هدف چیست، سقف کجاست و برنامه خروج از این چرخه چیست.
وگرنه اتفاق خطرناکتری رخ میدهد:
مردم تصور میکنند «هرچه دلار گرانتر شود، دولت هم منابع بیشتری به دست میآورد»؛ در نتیجه انتظارات تورمی افزایش مییابد، مردم برای حفظ ارزش داراییهایشان به سمت دلار و طلا میروند و همین رفتار، تقاضای سفتهبازانه را بیشتر میکند.
این همان جایی است که یک سیاست ارزی میتواند از مدیریت بازار به بحران اعتماد تبدیل شود.
امروز دیگر مسئله فقط این نیست که دلار ۱۸۰، ۱۹۰ یا ۲۰۰ هزار تومان باشد. مسئله این است که آیا بازار هنوز به سیاستگذار اعتماد دارد یا خیر.
اگر نرخ ارز صرفا برای اصلاح تدریجی و واقعیسازی اقتصاد حرکت میکند، باید سیاستگذار شفاف بگوید مقصد کجاست.
اگر افزایش نرخ ارز نتیجه فشار تحریم، کاهش درآمدهای ارزی و کسری بودجه است، باید همان را صادقانه با مردم در میان گذاشت.
و اگر هیچکدام نیست، یک سؤال ساده باقی میماند:
دلار ۲۰۰ هزار تومان چگونه به اقتصاد ایران رسید و چرا همزمان باید از سیاستگذار ارزی تقدیر شود؟
اقتصاد را نمیتوان با دستور و مصاحبه کنترل کرد.
بازار در نهایت به عددها رای میدهد؛
و امروز عددی که بازار به دولت نشان داده، ۲۰۰ هزار تومان برای یک دلار است.
اگر قرار است این وضعیت «نوسان» باشد، باید مراقب بود که به «شوک ارزی» تبدیل نشود.
چون تجربه اقتصاد ایران نشان داده است:
دلار وقتی از یک مرز روانی عبور میکند، دیگر فقط قیمت ارز بالا نمیرود؛ قیمت انتظارات، مسکن، خودرو، طلا، مواد اولیه، تولید و در نهایت هزینه زندگی مردم نیز با آن حرکت میکند.
و اینجاست که تقدیر از یک مسئول اقتصادی، بهجای آنکه پایان یک مسئله باشد، میتواند آغاز یک سؤال بزرگتر در افکار عمومی باشد:
بالاخره برنامه دولت برای دلار چیست؟ کنترل، واقعیسازی، یا عبور دادن اقتصاد از یک شوک دیگر؟
دلار ۲۰۰ هزار تومان شد؛ تقدیر از همتی یعنی چه؟
محمودرضا عبدی مدرس دانشگاه کارشناس مسائل سیاسی و اقتصادی
لینک کوتاه : https://azna-khabar.ir/?p=24824







