• امروز : دوشنبه, ۲۱ اردیبهشت , ۱۴۰۵
  • برابر با : Monday - 11 May - 2026

آشنایی با شهید رمضانعلی پارسا، دلاور گردان مالک‌اشتر ازنا

  • کد خبر : 12526
  • ۲۱ مهر ۱۴۰۳ - ۹:۵۵
آشنایی با شهید رمضانعلی پارسا، دلاور گردان مالک‌اشتر ازنا
از اینکه گردان مالک اشتر در کربلای چهار گردان احتیاط بود و در عملیات بطور مستقیم شرکت نداشت بسیار ناراحت و اندوهگین بود.

[هرکس عملیات کربلای پنج را فراموش کند نامش از اردوگاه انقلاب خط خواهد خورد]

“مقام معظم رهبری”

روستاها همچون شهرهای سراسر ایران گل‌های زیادی را در دامن خود پرورش داد که عطر وجود هر کدامشان سالیان سال است که مشام مردمانش را نوازش می دهد.

یکی از این گل ها “شهید رمضانعلی پارسا” است که در اردیبهشت ۴۹ در روستای حسین‌آباد پا به عرصه وجود نهاد، و تا مقطع متوسطه در روستا به تحصیل پرداخت و به علت نبودن دبیرستان در روستا و به جهت امرار معاش و کمک به خانواده به شغل آزاد روی اورد و از این طریق روزی حلال خود را به دست می آورد.

در پاییز ۶۵ از طریق سپاه ازنا به گروهان سوم گردان مالک اشتر به فرماندهی سردار شهید غلامعلی توکلی پیوست و بعنوان یک بسیجی مخلص در کنار همسنگران مجاهد شب زنده دار در شفیع خانی (دوکوهه لرستان ) در کنار شهید اسطوره محمد نبی باقری ؛ محمودصوفی؛ امیر فریدونی؛ علی صادقی، شیخ عبدالله بنیادی و… به عالیترین مرتبه معرفت الهی رسید، به طوریکه ره صد ساله را یک شبه طی نمود.

اسوه اخلاص و ادب و اخلاق از اینکه گردان مالک اشتر در کربلای چهار گردان احتیاط و پشتیبان بود و در عملیات بطور مستقیم شرکت نداشت بسیار ناراحت و اندوهگین بود.

پانزده روز بعد از عملیات کربلای چهار بزرگترین عملیات دفاع مقدس در کربلای شلمچه رقم خورد وخطوط دژ مستحکم عراق در عملیات کربلای ۵؛ که گردان مالک اشتر ازنا در آن حضور مستقیم داشت شکسته شد و بصره دومین شهر عراق به محاصره نیروهای ایرانی درامد و تحسین دنیا را برانگیخت.

سرانجام این رزمنده بی نام و نشان در ۲۳دی ۱۳۶۵، در رزمی نابرابر با لشکر ریاست جمهوری بعث در شهرک دوعیجی عراق به همراه چهل نفر از بهترین فرزندان این شهر در گردان خط‌شکن مالک اشتر ازنا به خیل عظیم ستاره‌های شلمچه پیوست و تا ابد نام و یادش جاودانه گردید.

فعلشان در جبهه یک فرهنگ شد

مشق هر فرمانده و سرهنگ شد

ای شهیدان از شما شرمنده ایم

ما رفیقانِ زِ رَه وامانده‌ایم

اندک اندک کوخ‌هامان کاخ شد

نفس سرکش از درون گستاخ شد

زرق و برق شهر چشمان خیره کرد

حرص دنیا را به دینم چیره کرد

دام تزویر و ریا افتاده ایم

از دو چشم کبریا افتاده ایم

ما در این وادی بسی حیران شدیم

بندِ مال و بندِ آب و نان شدیم

ای شهیدان از کرم کاری کنید

دوستانِ مانده را یاری کنید

دست ما گیرید در بیگاه و گاه

شمع ما گردید در بیراه و راه

ای شما معناگر امن یجیب

چشم دارد بر دعایتان «حبیب»

پایان/.

لینک کوتاه : https://azna-khabar.ir/?p=12526
  • نویسنده : جانباز دفاع مقدس حاج احمد لک
  • منبع : ازناخبر

برچسب ها

ثبت دیدگاه

قوانین ارسال دیدگاه
  • دیدگاه های ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط تیم مدیریت در وب منتشر خواهد شد.
  • پیام هایی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • پیام هایی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط باشد منتشر نخواهد شد.