در سالهای واپسین دههی ۳۰ و آغاز دههی ۴۰ شمسی، گزارشهای مختلفی از جانب ساواک مبنی بر نارضایتی و ناخشنودی مردم حتی نظامیان به شاه مخابره میشد. در یکی از این اسناد، از قول مارتین، یکی از اعضای هیأت مستشاری آمریکایی چنین آمده بود: «اخیرا بنابر آنچه استنباط میشود برخی از ارتشیها نسبت به هیأت مستشاری آمریکایی در ارتش، احساسات بدبینانهای پیدا کردهاند و به افراد این هیأت به چشم میهمانان ناخوانده و مزاحمی نگاه میکنند…» یا در یکی دیگر از این اسناد چنین نوشته شده بود: «ساعت ۱۰ صبح روز چهارشنبه در اتاق سرگرد شهیدی، معاون آجودانی شهربانی کل بودم. یک نفر سرهنگ دوم، گویا رئیس شهربانی یزد بود، به مرخصی آمده و از موضوعی ناراحت بود، بهطوری که بلندبلند فریاد میکرد که کی از شر این مستشاران خلاص میشویم و این مملکت از خر توی خری خلاص میشود.»
با این همه اما حکومت محمدرضا پهلوی، در اقدامی ناباورانه، قانون مصونیت سیاسی و قضایی اتباع آمریکا در ایران در ۲۱ مهرماه ۴۲ در مجلس شورای ملی به تصویب رسید. طبق اسناد و مدارک موجود و اظهارات مقامات آن روز ایران، آمریکا از سال ۱۳۴۰ در دوران ریاست جان. اف. کندی (که دست بر قضا از حزب دموکرات بود) از رژیم شاه خواست رژیم کاپیتولاسیون را در مورد اتباع آمریکا در ایران برقرار کند. آمریکاییها از این امتیازخواهی چند انگیزه را دنبال میکردند:
۱. تحقیر ملت ایران
۲. انگیزهبخشی به اتباع آمریکایی برای زندگی در ایران
۳. قبضه کردن بازار ایران
۴. واداشتن مقامات ایران به نگهبانی از اتباع آمریکا
۵. برتریجویی در برابر رقیبان
انتهای خبر/.








