متولد سال ۱۳۳۹ در روستای مرزیان از توابع شهر ازنا در استان لرستان بود.
آقا حبیب فرزند سوم مرحوم حاج محمدعلی بود و با نان کشاورزی و لقمه حلال بزرگ شد. تحصیلات خود را در همان روستا تا مقطع ابتدایی ادامه داد و در کنار تحصیل، به خانواده کمک میکرد. از کودکی در انجام فرایض عبادی بسیار کوشا بود.
آقا حبیب به خاطر نبود مدرسه راهنمایی، به ناچار ترک تحصیل کرد. او تصمیم گرفت به پدر و مادرش در امر معاش خانواده کمک کند. چهارده ساله بود که برای کار، راهی تهران شد. اولایل شاگرد بنا بود، ولی بعد از مدت کوتاهی استاد ماهری شد. او تا دوران سربازی در تهران به بنّایی اشتغال داشت. دراین دوران با انقلاب اسلامی و افکار امام خمینی(ره) آشنا شد. با اوج گیری نهضت اسلامی، او در تظاهرات علیه رژیم منحوس پهلوی شرکت میکرد.
تابستان ۵۸ وقت سربازیاش رسیده بود. همزمان با جنگ تحمیلی، دو سال در کردستان با گروههای ضدانقلاب مثل کومله و دمکرات و رژیم آمریکایی عراق مبارزه کرد و رشادتها آفرید؛ به طوری که شهید سرهنگ نصرت زاد، فرمانده لشکر کردستان، به وجود او افتخار کرد و او را مورد تشویق قرار داد. پس از انجام خدمت سربازی، در سال ۱۳۶۰ ازدواج کرد که حاصل این ازدواج، یک پسر و دو دختر است.
در سال ۶۱ به عضویت سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درآمد.
وی بیشتر وقت خودش را در جبهههای جنگ گذراند. در این مدت روی تمام علایق و دلبستگیهای دنیوی پا گذاشت و خود را در راه خدا فنا کرد. ایشان در سال ۶۳ بهشدت از ناحیه گوش آسیب دید. پزشک او را از رفتن به جبهه منع کرد؛ اما او که جبهه را نزدیکتر از همه جا به خدا میدید، اعتنایی نکرد و دوباره به جبهه رفت.
بار دیگر در عملیات حاج عمران بهشدت از ناحیه دو پا مجروح شد و به بیمارستان تهران انتقال یافت. بعد از درمان به ازنا آمد و پس از بهبودی نسبی دوباره به جبهه رفت. هنگامی که رفقایش شهید میشدند گریه میکرد و به حالشان غبطه میخورد و ناراحت بود که از فیض شهادت محروم مانده است.
دعایش همیشه طلب شهادت بود. در سال ۶۳ به علت فشار پدر و مادر از سپاه استعفا داد اما به صورت بسیجی در جبههها حضور پیدا میکرد پس از ۹ ماه مجدداً به استخدام سپاه درآمد. آقا حبیب در زمستان ۶۵ پس از بارها مجروحیت در حالی که جانشین گردان مالک اشتر بود، در عملیات کربلای ۵ شربت شهادت را نوشید.
امروز چهاردهم بهمن ماه ، سالگرد عروج شهید والامقام سردار رشید اسلام « شهید حبیب الله شفیعی » جانشین فرماندهی گردان دلاور مالک اشتر شهرستان ازنا در عملیات کربلای پنج است. امروز اگر بود ۶۴ ساله بود و حتما مثل همه پدربزرگها دلش برای نوههای قد و نیمقدش قنج میرفت… اما او خواست جور دیگری پدری کند برای فرزندان این مرز و بوم طوری که تا ابد یادش گرامی بماند…
روحش شاد و راهش پررهرو باد!








