بسم الله الرحمن الرحیم
محرم و تاسوعا و عاشورای حسینی که میرسد، دلها رنگ دیگری میگیرد.
گویی تاریخ دوباره در رگهای این ملت جاری میشود؛ تاریخی آغشته به خون، غیرت، ایثار و وفاداری.
محرم یک ماه معمولی نیست؛ مدرسهای است که مردان خدا در آن درس ایستادگی میآموزند و زنان و مردان این سرزمین، هر سال در آن عهد خود را با سیدالشهدا علیهالسلام تجدید میکنند.
اما در همین روزهایی که پرچمهای سیاه عزا بر سر در خانهها و هیئتها برافراشته شده، در همین شبهایی که نوای «یا حسین» و «یا لثارات الخامنه ای» در کوچهها و خیابانها طنینانداز است، مردانی هستند که سهمشان از محرم، نه حضور در هیئتهای پرشور و نه اشک ریختن در میان جمعیت عاشقان حسینی است.
مردانی که دلشان در هیئتهای شهرستانهای کوچک و بزرگ این سرزمین میتپد؛ دلشان میخواهد در کنار مردم، زیر پرچم اباعبدالله علیهالسلام سینه بزنند، در اجتماعات انقلابی حضور یابند و همراه فرزندان و خانوادههایشان برای جد قائد شهید اشک بریزند؛ اما تکلیف چیز دیگری را برایشان رقم زده است.
امروز سنگر آنان، مرزهای ایران اسلامی است.
آنجا که گرمای سوزان تابستان گاه از چهل درجه فراتر میرود؛ آنجا که عقربها، مارها و حشرات موذی بخشی از طبیعت خشن منطقهاند؛ آنجا که شب و روز معنای خود را از دست میدهد و چشمها باید لحظهای از رصد دشمن غافل نشوند.
وقتی با این رزمندگان بیادعا همکلام میشوی، میبینی دوری از خانه، فرزند، همسر، پدر و مادر و حتی نوهها، بزرگترین دغدغه آنان نیست. آنان از دلتنگیهای شخصی عبور کردهاند.
آنچه دلشان را به درد میآورد، غربت جبهه حق در برابر جبهه باطل و مظلومیت حقیقت در میان غوغای رسانههای دشمن است.
اشکهایی که در خلوت چشمانشان جاری میشود، تنها از خستگی راه نیست؛ اشکهایی است که با یاد کربلا گره خورده است. اشکهایی که از مصیبت حسین بن علی علیهالسلام سرچشمه میگیرد و با اندوه مظلومیت برای امام شهید امت اسلامی و دغدغه حفظ آرمانهای انقلاب اسلامی در هم میآمیزد.
این رزمندگان، تنها با آهنهای داغ و سلاحهای سنگین سر و کار ندارند. میدان نبرد امروز بسیار وسیعتر از خاکریزهای سنتی است.
آنان نگهبان مرزهای جغرافیایی کشورند، اما همزمان نگاهشان به مرزهای فکری، فرهنگی و رسانهای نیز دوخته شده است.
افق نگاه این مردان، فراتر از چند کیلومتر خاک و سیم خاردار است. آنان میدانند دشمنی که امروز پشت مرزها کمین کرده، همان دشمنی است که در فضای رسانه، در جنگ روایتها و در عملیات روانی نیز علیه ملت ایران صفآرایی کرده است.
اینجاست که باور حسینی آنان معنا پیدا میکند.
باوری که با خون عاشورا آمیخته شده و تا «خیابان کشور دوست» آمده است ، آنان را از یک سرباز معمولی به مجاهدانی آگاه و بصیر تبدیل کرده است. مردانی که هم پاسدار امنیت سرزمیناند و هم پاسدار حقیقت.
دولتمردان، مدیران، نمایندگان مجلس و فعالان سیاسی بدانند؛ این رزمندگان، اگرچه در دورترین نقاط کشور مشغول مأموریتاند، اما از مسائل جامعه غافل نیستند. آنان اخبار را دنبال میکنند، عملکرد مسئولان را میبینند و با دقت تحولات کشور را رصد میکنند.
امید این سربازان به مردم و به مسئولانی است که صادقانه برای ایران اسلامی تلاش میکنند. امیدشان به میدانهای خدمت است؛ میدانهایی که هرچه پررنگتر باشند، روحیه مدافعان این مرز و بوم نیز استوارتر خواهد شد.
و شما مردم عزیز ایران…
بدانید که چشم و چراغ این سربازان گمنام، شما هستید. دعای خیر مادران، لبخند کودکان، نجابت پدران و صبوری خانوادهها، بزرگترین سرمایه روحی آنان در شبهای طولانی مرزهاست.
اگر امشب در امنیت، زیر پرچم عزای حسین علیهالسلام و در غم فراغ قائد شهیدمان اشک میریزیم، اگر در هیئتها و مساجد گرد هم میآییم، اگر آرامش در شهرها جریان دارد، بخشی از آن را مدیون مردانی هستیم که بیهیاهو، بیادعا و بیچشمداشت، در دوردستترین نقاط این سرزمین ایستادهاند.
آنان را در دعاهایتان فراموش نکنید.
برای فرزندان این ملت دعا کنید؛ برای سربازانی که دلشان در کربلاست اما قدمهایشان بر خاک مرزهای ایران استوار مانده است.
✍والسلام
سرباز کوچک شما، از کنار رزمندگان اسلام در مرزهای ایران جان








